Menu
Suche
Weiter Schreiben ist ein Projekt
von WIR MACHEN DAS
> Einfache Sprache Jetzt Spenden
Logo Weiter Schreiben
Menu
Suche

شکل‌های گوناگون بغل‌کردن

Mahtab Yaghma
© Parastou Forouhar; Swanrider, „Swanrider I“, series of 4 photographs, digital print on Alu-Dibond (2004)

ه این متن گوش دهید، با صدای ستاره ملکی:

سوار بر اتوبوسی که از تو دور شدم

که بی تو بغض شوم دست‌های گرم‌ات را

که حسرت‌ام بشود، لمس‌کردن موهات

که تب کنم کُت خاکستری چرم‌ات را

تو را به مدت یک روز و چند ساعتِ تلخ

ندیدم‌ات، جز در چشم‌های راننده

که ناگهان وسط جاده، عاشق‌ام شده بود

میان بغضِ خراسانیِ دو خواننده.

دو چشم قهوه‌ای، رنگ چشم‌های خودت

چرا دروغ بگویم؟! نگاه گرمی داشت

و توی آینه با چشم‌هاش می‌خندید

و مثل تو، کت خاکستری چرمی داشت.

تو را بغل کردن، در نهایتِ احساس

میانِ وحشیِ پراضطرابِ بازوهاش

و بوسه چسباندن، روی التهاب لب‌اش

و دست بردن با عشق، بر سر و موهاش

به چیزهای زیادی که توی فکرم بود

به عاشق‌ات شدن و بعد از آن، رها شدن‌ام

به چشم‌هات، به موهات، به طنین صدات

به در نهایت وابستگی- جدا شدن‌ام

به شکل‌های زیادی تو را بغل کردم

به شکل‌های زیادی، ولی جواب نداد؛

نه عشق، نه بوسه، نه نگاه، نه آغوش.

به چشم‌هام کسی جز خود تو، خواب نداد

به شکل‌های زیادی تو را بغل کردم

دلیل خودکشیِ این زن جوان بودی

سوار بر اتوبوسی که بی تو بُرد مرا

تو چشم‌های تمام مسافران بودی…

– Der ungeschriebene BriefLesenنامه‌ی نانوشته

Datenschutzerklärung

WordPress Cookie Hinweis von Real Cookie Banner