Weiter Schreiben -
Der Newsletter

So vielstimmig ist die Gegenwartsliteratur.
Abonnieren Sie unseren Weiter Schreiben-Newsletter, und wir schicken Ihnen
die neuesten Texte unserer Autor*innen.

Newsletter abonnieren
Nein danke
Logo Weiter Schreiben
Menu
Suche
Weiter Schreiben ist ein Projekt
von WIR MACHEN DAS
Logo Weiter Schreiben
Menu

چراغهای من

Ali Abdollahi
Weiter Schreiben, Ali Abdollahi, Meine Lichter,Ahmed Ramadan
© Ahmed Ramadan, of the series timelines VI, Druck (2017)

(برای برادرانم: کودکان فانوس های دور!)

چراغهای دهکده
چراغِ چشمک¬زنِ جتها
چراغِ دکل، روی بلندترین قله
چراغِ ماشینهای باری
شبهای کویر، شبهای کوهستان
شبهای دریا که تا چشم باز کنی می¬گذرند
و شبهای قطب…

سی سال¬ست چراغِ دکل می¬سوزد
دهکده، سه سالی می¬شود برق دارد
جتها به بمبئی می¬رفتند و ماشینهای باری
پیش از آنکه چراغ¬شان بر خانه بتابد
صدایشان را می¬شنیدی
سالهاست خربزه¬های دهکده را می¬برند
و در جای آن چای سیلان، خرمای بم
و انبه چیتاگنگ می¬آورند
شبگردها با سپیده¬دمان رفته¬اند

چراغِ موتورخانه، روی ویرانه¬ی دِهِ کهنه
که زلزله دویست سال پیش ویرانش کرد
سوسوی فانوس از لای چادر
بر گورِ مردِ تازه¬مرده
چراغِ دهقانان و آتشِ شب¬بانها

هیجده سال پیش
فانوسی بر گورِ پدربزرگ می¬سوخت
چهارده سال پیش، در رگهای دلِ خاک
چراغی، سوختبارش روغن پنبه¬دانه
و چراغی دیگر–شاید از نخستین روزی که فانوس به دهکده پا گذاشت-
روی دیوار آغل که شغالها را کلافه کرده¬است
چراغهای کعبه، چراغهای نجف
چراغهای مشهد و قم
چراغهای کاتماندو، چراغهای واتیکان
چراغهای میدان سرخ مسکو، میدان زرد چین و کاخ سفید
چراغهای آپادانا، چراغ زرتشت
و چشم روشن چکادها
چراغِ دریاییِ اسکندریه
پیه¬سوزی که بوعلی سینا
در پرتوهای آن شفا را نوشت
نخستین چراغ که ادیسون را انگشت به دهان کرد و
جریان متناوب باورناپذیر تِسلا
روزهای مصنوعی در سرزمینهای شمالی…

خواهران شب!
هزاره¬هاست در شعله¬تان می¬سوزم
پیِ چراغی بی¬نام، برای شبی نیامده.

Datenschutzerklärung